جلال جون دوست دارم







میروم آنسو تو را پیدا کنم در دل آئینه جایی وا کنم
دوستت دارم زیادواین غزل روتقدیم قلب کوچیکت می کنم
.
من رشته محبت توراپاره می کنم
شایدگره خورد به تو نزدیکتر شدم
بگوبه خواب امشب نیابه دیده من
جزیره ای که مکان تو بود اب گرفت
بگوبه خواب امشب نیا به دیده من
جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت
پروانه دلم هردم
به پنجره اتاق, دلتنگی ام می زند بی تاب.
و اتاق
هر دَم
تنگتر
می شود.
با سنگ, دلتنگی در سينه
می نشينم
و پروانه ام را نوازش می دهم ...
اگر سنگ ، سنگ ...
اگر آدمي ، آدمي است
اگر هر کسي جز خودش نيست
اگر اين همه آشکارا بديهي است
چرا هر شب و روز، هر بار
بناچار
هزاران دليل و سند لازم است،
که ثابت کند :
تو توئي؟
هزاران دليل و سند،
که ثابت کند ...
با اين همه
اما
با اين همه
تقصير من نبود
که با اين همه ...
با اين همه اميد قبولي
در امتحان سادهْ تو رد شدم
اصلاً نه تو ، نه من!
تقصير هيچ کس نيست
از خوبي تو بود
که من
بد شدم!